سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

کربلا

 

عشق یعنی ساختن تا سوختن
روز و شب خورشیدوش افروختن
عشق تنها راه تا کوی خدا
ابتدایش آستان کربلا
عشق یعنی جان به جانان باختن
با تن زخمی به دشمن تاختن
عشق پیوندی میان نای ونی
عشق اعجازخوشی از خوان می
عشق یعنی درد نوشان بلا
می کشان و می خوران کربلا
گر در این ره نی نوایی می کند
یاد یار نینوایی می کند
کربلا فصلی دگر از عاشقی
واژهاش دارد اثر از عاشقی
کربلا میدان مرگ و عزت است
زنده بودن همردیف ذلت است
کربلا یعنی حسین و جام عشق
کربلا تکبیره الاحرام عشق
کربلا یعنی نیستان خدا
کربلا بستان دستان خدا
کربلا یعنی شگفتی افرین
بر شگفتی افرین صد افرین
کربلا شور حسینی خوش نوا
گر چه از مویه پراست این ماجرا
کربلا میعاد گاه خون حق
بر سر نی چهره گلگون حق
ان حکایتها که از نی گفته اند
ماجرا هاییست کز وی گفته اند
از حسین و از دلیری های او
زینب و شام واسیری های او
زینبی کو در بلاغت چون علی ست
نور حق در خطبه هایش منجلیست
گرچه از داغ برادر در تب است
مرد میدان بلاغت زینب است
محنت او کهکشانها را شکست
لیک راه عشق را بر خود نبست
شاهد صحرای خونین بوده است
شاهراه عشق را پیموده است
عشق انجا نام خودرا زد رقم
تا که شد دست ابلفضلش قلم
ساقی بزم حسینش خوانده اند
تشنه گان از همتش درمانده اند
ای ابلفضل ای سپهسالار عشق
ای دو دستت تحتهالانهار عشق
ابرو دادی کویر عشق را
شادمان کردی تو پیر عشق را
پیر عشق ان طفل خشکیده لب است
انکه دلکش نغمه اش بر لب شکست
راه صد ساله به یکدم طی شود
هر که همدوش پدرچون وی شود
غنچه ای بود و تحمل کردو رفت
روی دستان پدر گل کردو رفت
ای حسین ای شاهد پاییز عشق
نوش بادت ساغر لبریز عشق
خاک بادا بر سر ان قوم خواب
چونکه بر یاران حق بستند اب
کربلا نی ماجرای تشنگیست
کربلا عشق و دل و دیوانگیست
کربلا تفسیر قربانی و حج
کربلا شرح مسلمانی و حج
هفت شهر عشق یعنی کربلا
از طلب انی رسیدن تا فنا
گرچه نامش از همه دل می برد
بار او را عشق مشکل می برد
بر لبانم هست دایم این سرود
بر حسین و دوست دارانش درود      

@sayedalikahangi