سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ساحت دل

 

هر که با اهل محبت سر نکرد
ساحت دل را صفا گستر نکرد

می خورد افسوسِ عمر رفته را
هر کسی در شاد کامی سر نکرد

عارفی در خلوتی، مستانه گفت
باخت شیخی که گلویی تر نکرد

همچنان شمعی به جمع دوستان
سوختم امّا کسی باور نکرد

گر چه پیش چشم او بودم ولی
یک نگاهی سوی من آخر نکرد

کِیْ چشد از چشمه ی آب حیات
هر که رو بر ساقی کوثر نکرد

روزی اش کِیْ میشود واسع،وسیع
آنکه انفاقی ، به سیم و زر نکرد

#سید_علی_کهنگی(واسع)  بهمن1399
sayedalikahangi@

 


سرد مهری

 

صد غزل خوانده ام امروز برای دل خود
تا مگر باز کنم یک گره از مشکل خود

شب تاری اگر امروز شده قسمت من
آتشی هست که افروختم از حاصل خود

به چه امّید دل خویش به دریا بزند
ناخدایی که فراموش کند ساحل خود

سرد مهری شکند شیشه ی احساسش را
هر که با آتش دل گرم کند محفل خود

باز کن پنجره را رو به نسیم سحری
تا کنی پر ز طراوت همه ی منزل خود

خرده بر عاشق بیچاره مگیرید ، اگر
می کشد دست نوازش به سر قاتل خود

طینت گل نَبُوَد غیر لطافت واسع
هر کسی نقش پذیر است ز آب و گل خود

#سید_علی_کهنگی دی 1399
sayedalikahangi@

 


شهریار مهربانی

 

عشق در جان و تنم این بار غوغا کرده است
مجلسی غیر از غم هجران مهیّا کرده است

بند بند داستان هفت شهر عشق را
بر من گم کرده ره،دلدار معنا کرده است

شهریار مهربانی دور از نامحرمان
رو به دنیایی دگر چشم مرا وا کرده است

تا خدا هم می شود اندیشه را پرواز داد
سینه ام را شوق حق چون طور سینا کرده است

رمز خوشبختی نهان در نیک اندیشیدن است
خوش به حال آنکه راه خویش پیدا کرده است

خاطری آرام خواهی؟دورباش ازهای وهو
گرچه بازار جهان تسخیر دلها کرده است

غیر عشق و معرفت واسع مجو در زندگی
بُرد با آنکس بُوَد کین گونه سودا کرده است

#سید_علی_کهنگی دی 1399
sayedalikahangi@

 


اکسیر مراد

 

به جنون می کشد آخر نگهت کار مرا
به چه روزی بنشانی تو شب تار مرا

دست در آتش بی داد هوس داشته ای
گر پذیرا نشدی قلب گرفتار مرا

در دیاری که محبت نتوان یافت درآن
چه کسی می کند آرام، دل زار مرا

نفس باد صبا مشک فشان است ،ولی
نفسی کو که گشاید گره ی کار مرا

باده اکسیر مراد است اگر غم زده را
جرعه ای کو که نشاند غم سرشار مرا

لب من باز نمی گشت به شِکوِه هرگز
مرهمی بود اگر دیده خونبار مرا

واسع از طعنه ی بد خواه به دورم،زیرا
نگشودست کسی دفتر پندار مرا

#سید_علی_کهنگی دی 1399
sayedalikahangi@

 


شب یلدا

 

با تو هم آغوش بودن در شب یلدا خوش است
واله و مدهوش بودن در شب یلدا خوش است

دست در دست تو و محو نگاه نافذت
ساکت و خاموش بودن درشب یلدا خوش است

فارق از هر نامرادی از خم جادوی عشق
گرم نوشانوش بودن در شب یلدا خوش است

گر چه پیری خود نمایی می کند در ما ولی
چون جوان،پرجوش بودن درشب یلدا خوش است

واسع این دم را غنیمت دان که با یار عزیز
تا سحر همدوش بودن در شب یلدا خوش است

#سید_علی_کهنگی آذر 1399
sayedalikahangi@