شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام‌هاي ارسالي

ساعت دماسنج

شعرمن

+ [تلگرام] قمار عشق هر چه مي کوشم براي وصل جانان بيشتر قسمتم مي گردد از اين کار، هجران بيشتر در قمار عشق، غير از باختن، بردن مجو دين خود را داده ام از دست و،ايمان بيشتر مي دهي آخر به باد،امّيدواري هاي من تاب گيسو را مکن از اين پريشان بيشتر تا نيابد دل جلا،آيينه حق کي شود؟ آدم از روز ازل شد دور و شيطان بيشتر نيستيم آزاد از بند تعلّق هاي دهر عمر ما طي شد عزيزان کنج زندان بيشتر سخت باشد چشم پوشيدن ز مُلک وسيم و زر کافران مشغول دنيا و مسلمان بيشتر واسعت افتاده در دام و به فريادش برس صيد بي بال و پر خود را مرنجان بيشتر #سيد_علي_کهنگي مهر 1399 @sayedalikahangi
انديشه نگار
ديروز 10:1 عصر

شعرمن

+ [تلگرام] قمار عشق هر چه مي کوشم براي وصل جانان بيشتر قسمتم مي گردد از اين کار، هجران بيشتر در قمار عشق، غير از باختن، بردن مجو دين خود را داده ام از دست و،ايمان بيشتر مي دهي آخر به باد،امّيدواري هاي من تاب گيسو را مکن از اين پريشان بيشتر تا نيابد دل جلا،آيينه حق کي شود؟ آدم از روز ازل شد دور و شيطان بيشتر نيستيم آزاد از بند تعلّق هاي دهر عمر ما طي شد عزيزان کنج زندان بيشتر سخت باشد چشم پوشيدن ز مُلک وسيم و زر کافران مشغول دنيا و مسلمان بيشتر واسعت افتاده در دام و به فريادش برس صيد بي بال و پر خود را مرنجان بيشتر #سيد_علي_کهنگي مهر 1399 #sayedalikahangi
انديشه نگار
ديروز 9:57 عصر

شعرمن

+ [وبلاگ] قمار عشق
انديشه نگار
ديروز 9:57 عصر

شعرمن

+ [تلگرام] خمّ غزل آنکه از سيماي گلگونش نقاب انداخته شاعران را جملگي در پيچ و تاب انداخته ساقي ميخانه احساس در خمّ غزل از نگاه مست او گويي شراب انداخته بسکه آرام و خرامان مي رود در پيش خلق گردش چرخ زمان را از شتاب انداخته طاقت از کف داده ام ايدوستان،چون دلبرم وعده ي ديدار در روز حساب انداخته هر که باشد نا اميد، انگار با دستان خود کشتي اقبال خوش را در سراب انداخته قصّه ي ما را کسي هرگز نخواهد نقل کرد نام ما را داستان گو از کتاب انداخته واسعت را بيشتر درياب اي يارا ،چو او بار خود را دور ازين شهر خراب انداخته #سيد_علي_کهنگي شهريور1399 @sayedalikahangi

شعرمن

+ [وبلاگ] خمّ غزل

شعرمن

+ [تلگرام] روضة الحسين راه حسين فاطمه را چون عدو گرفت عالم سياه گشت و به اندوه خو گرفت سلطان دين به دشت بلا خيز کربلا با اشک ديده بهر نمازش وضو گرفت فردا جواب ساقي کوثر چه مي دهد آن دشمن لعين که امان بر عمو گرفت فرياد کائنات به عرش علي رسيد چشمان حرمله چو نشان گلو گرفت با گوش پاره رو به چه سويي رقيه بود خصم لعين غنيمت خود چون ازو گرفت نائي نمانده بود و نوايي به لب نداشت زينب چگونه دست دعا رو به رو گرفت واسع، خجل نميشود از نامه ي عمل زين آستان اگر که کسي آبرو گرفت #سيد_علي_کهنگي شهريور 1399 @sayedalikahangi

شعرمن

+ [وبلاگ] پادشاه عشق

شعرمن

+ [تلگرام] پادشاه عشق شرح محرّمت همه جا مو به مو کنند اين قوم سينه چاک تو چون گفتگو کنند از جان گذشته اند و به جانان رسيده اند آنان که در ولاي تو با خون وضو کنند نفرين بر آن کسي که بناي ستم نهاد اين ظلم از آن زمان همه جا کو به کو کنند ديوانه گان کوي تو اي پادشاه عشق از خاک راه تو طلب آبرو کنند از جان مضايقه نکنند اهل معرفت از آب اگر مضايقه قوم عدو کنند دريا دلان غم زده اي کشتي نجات دست طلب به سوي تو بي پرس و جو کنند واسع ز اهل بيت پيمبر مدد بخواه حال تو را به لطف الهي نکو کنند #سيد_علي_کهنگي شهريور 1399 @sayedalikahangi

شعرمن

+ [تلگرام] کرب و بلاي حسين در سوگ حسين بن علي ،هر باري از ديده سزاست،گرشود خون جاري اي کاش که درکرب و بلايش بوديم آن لحظه که مي خواست،ز مردم ياري #سيد_علي_کهنگي شهريور 1399 @sayedalikahangi

شعرمن

+ [تلگرام] شور حسيني از حصار ظلم و بيداد غم انگيز حجاز دل شکسته زاده زهرا نمود عزم عراق اين سفر بس جان گداز است و حزين،عشّاق را مويه ها باشد به دل سوز و گدازش از فراق #سيد_علي_کهنگي شهريور 1399 @sayedalikahangi

شعرمن

+ [وبلاگ] شور حسيني

شعرمن

+ [تلگرام] ارباب،حسين عالمي خون به دل اند از غمت ارباب،حسين صبر سخت است براي دل بي تاب،حسين با علي اصغرت اي زاده ي کوثر،تا حشر آتش انداخته ايي بر جگر آب،حسين حرمله با چه دلي حضرت عبّاست را کرد با تير دو سر غرقه خوناب،حسين درس آزاده گي و عشق به عالم مي داد خيمه ات سوخت اگر در شب مهتاب،حسين اف به دنيا و زر و سيم و تعلّق هايش سبب ترک تو شد اين همه اسباب،حسين همچنان کوفه و کوفي علم افراشته اند گاه در کعبه و گه در دل محراب،حسين نيست پشتي و پناهي به جهان واسع را اين سراپا همه تقصير،تو درياب،حسين #سيد_علي_کهنگي مرداد 1399 @sayedalikahangi

شعرمن

+ [تلگرام] ارباب،حسين عالمي خون به دل اند از غمت ارباب،حسين صبر سخت است براي دل بي تاب،حسين با علي اصغرت اي زاده ي کوثر،تا حشر آتش انداخته ايي بر جگر آب،حسين حرمله با چه دلي حضرت عبّاست را کرد با تير دو سر غرقه خوناب،حسين داشت با خود سخن از عهد شکن هاي زمان خيمه ات سوخت اگر در شب مهتاب،حسين اف به دنيا و زر و سيم و تعلّق هايش سبب ترک تو شد اين همه اسباب،حسين همچنان کوفه و کوفي علم افراشته اند گاه در کعبه و گه در دل محراب،حسين نيست پشتي و پناهي به جهان واسع را اين سراپا همه تقصير،تو درياب،حسين #سيد_علي_کهنگي مرداد 1399 @sayedalikahangi
ساعت ویکتوریا
شعرمن
رتبه 50
47 برگزیده
24 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
شعرمن عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله مهر ماه
vertical_align_top