سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

چرخ تقدیر

 

شیوه ی دل بردنت آخر زمین گیرم کند
حلقه حلقه موی تو در عشق زنجیرم کند

منکه در راه تو دادم دین و ایمان را چه غم
گر کسی در این میانه سخت تکفیرم کند

عاشقیّت جرم سنگینیست در شهر شما
حاکمی کو تا میان جمع تعزیرم کند

همچنان طفلی که با وعده فریبش می دهند
این غزال آخر مرا هم با غزل پیرم کند

سیر عمر آش دهان سوزی نبود،امّا مرا
درد مردم بیشتر از زندگی سیرم کند

از شکست من چگونه می شود کامش روا
آنکه گاهی چوب لای چرخ تقدیرم کند

با صداقت آمدم پیش و اثر چندان نداشت
وای اگر تزویر رویی سوی تدبیرم کند

سید علی کهنگی تیر1398
@sayedalikahangi