سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

چرخ تقدیر

 

شیوه ی دل بردنت آخر زمین گیرم کند
حلقه حلقه موی تو در عشق زنجیرم کند

منکه در راه تو دادم دین و ایمان را چه غم
گر کسی در این میانه سخت تکفیرم کند

عاشقیّت جرم سنگینیست در شهر شما
حاکمی کو تا میان جمع تعزیرم کند

همچنان طفلی که با وعده فریبش می دهند
این غزال آخر مرا هم با غزل پیرم کند

سیر عمر آش دهان سوزی نبود،امّا مرا
درد مردم بیشتر از زندگی سیرم کند

از شکست من چگونه می شود کامش روا
آنکه گاهی چوب لای چرخ تقدیرم کند

با صداقت آمدم پیش و اثر چندان نداشت
وای اگر تزویر رویی سوی تدبیرم کند

سید علی کهنگی تیر1398
@sayedalikahangi

 


حضرت مظلوم

 

عرش و کرسی در عزای زاده ی زهرا گریست
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی گریست

بار این غم بسکه سنگین است بر دوش زمان
آسمان غمگین شد و زین سوگ جان فرسا گریست

چون دو دست حضرت عباس شد از تن جدا
ساقی کوثر علی در عالم بالا گریست

تیر کین حرمله وقتی گلو را می شکافت
دور از اهل حرم مولای ما تنها گریست

چونکه شه زاده علی اکبر به میدان می شتافت
من چه گویم با چه حالی مادرش لیلا گریست

حضرت مظلوم را چون از قفا سر می زدند
با ملائک همصدا صدّیقه ی کبری گریست

بر تمام این مصائب با هزاران خون دل
حضرت زینب غریب و بی کس وتنها گریست

گر چه شرح کربلا را مختصر آورده ام
تا قیامت باید از این ماتم عظما گریست

سید علی کهنگی. تیر 1398
@sayedalikahangi

 


زاده ی نرگس

 

می رسد روزی که روید از در و دیوار گل

می دهد فصل خزان از بوته های خار گل

داستان جنگ و قتل نفس آخر می رسد

عاشقانه می دمد از نیزه و نیزار گل

غنچه های لب به شادی باز می گردد فقط

گویی یا از خواب شیرین می شود بیدارگل

جز طراوت نیست چیز دیگری در زندگی

از زبان چشم نرگس می کند اقرار گل

گوی خوشبختی نصیبش می شود در روزگار
هرکسی که باشدش اندیشه و کردار گل

از دم گرم و مبارک مقدم مولایمان

عاشقانش با تبسم می کنندایثار گل

زاده ی یاس است و نرگس چیست راز و رمز آن

دربهاران می کند تفسیر این اسرار گل

مسجدودیرو کنشت و صومعه یک واحدند

گرکه باشد این سرا را بانی و معمار گل

سید علی کهنگی

@sayedalikahangi