سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

طوفان آه

 

با چنان شوری که دلبر بی نقاب آید برون
نغمه ی عشّاق از چنگ رباب آید برون

همچنان طوفان و ویرانگر شود از دست تو
این همه آهی که از دل بی حساب آید برون

سحر و جادویی مگر ای ماه داری در زمین
کافتاب از عشق رویت بی حجاب آید برون

قسمتم دیدار تو از دور گشت و راضی ام
تشنه را مانم که سیراب از سراب آید برون

می طراود از سرشت پاک،عطر زندگی
در گلستان از وجود گل،گلاب آید برون

دست بردار از من ای ساقی که در این میکده
هر رگی از من زنی بیشک شراب آید برون

با من اینگونه تو بی رحمی وگرنه با رقیب
از دل سنگت محبت همچو آب آید برون

سست مغزان خویشتن را زود رسوا می کنند
گاه و بی گاه از دل دریا حباب آید برون

از سکوت غار تنهایی زمانی جلوه کن
کز لبانت هر سخن چون درّ ناب آید برون

سید علی کهنگی
@sayedalikahangi