سفارش تبلیغ
صبا ویژن

بد خلق زیبا

 

تو را با من سر نا سازگاریست
نگاهت رعد و برق نو بهاریست

چه دیدی از من ای بد خلق زیبا
که کارم روز و شب چشم انتظاریست

#سید_علی_کهنگی فروردین 1399
sayedalikahangi@

 


میلاد حضرت عبّاس

 

امروز زمان شادی و احساس است
آغاز حکومت شمیم یاس است

لبخند نشسته بر لب آلُ اللّه
ای اهل وفا،تولّد عبّاس است

#سید_علی_کهنگی فروردین 1399
sayedalikahangi@

 


سیمای حسین

 

ای خوشا آنکس که نوشد می ز مینای حسین
نور می بخشد به جانها،شهد صهبای حسین

طور سینا یک طرف،کرب و بلا هم یک طرف
زین تجلّی که خدا کرده،به سیمای حسین

عشق لیلی یک نفر را برد تا دشت جنون
عالمی دیوانه اند از عشق والای حسین

آسمانها را ملائک نور باران کرده اند
در چنین روزی به پاس نام زیبای حسین

همچنان از نینوا،میعادگاه عاشقان
می رسد بر گوش جان،بانگ دلارای حسین

در میان عاشقان چارده نور عظیم
هست واسع روز و شب غرق تمنّای حسین

#سید_علی_کهنگی فروردین 1399
sayedalikahangi@

 


کاروان عشق

 

چشم عاشق کی دهد تشخیص،راه از چاه را
این کبوتر دانه بیند دامهای راه را

می دهد لبخند، شوق آسمان گردی به دل
پاک باید کرد زین آیینه ردّ آه را

آسمان را هم به زیر چتر خود می آورد
هرکه چون خورشیدبخشدجلوه ایی هم،ماه را

باورم این بود،هنگام شکوفایی گل
نوبهاران دور سازد کینه? خود خواه را

آرزوها را محقّق می کند امّیدها
دور از ذهنت مکن این مصرع کوتاه را

دولت فقر افتخار سالک بی ادعاست
نیست اینجا اعتباری تختگاه شاه را

واسع از جا مانده گان کاروان عشق بود
گفته با شوری دگر این بار،بسم اللّه را

#سید_علی_کهنگی فروردین 1399
sayedalikahangi@

 


صدای بهار

 

به گوش می رسد ای عاشقان صدای بهار
شکوفه می چکد از آسمان به پای بهار

غزل غزل دل خوش،ارمغان ز پی دارد
گلی که می دمد از شبنم هوای بهار

اگر چه گوشه? عشّاق مست،شیرین است
نوید عشق و محبّت دهد نوای بهار

چکاوکان سخن جایشان بُوَد خالی
کجاست آنکه سُراید غزل برای بهار

نسیم عاطفه ایی گشته در مصائب خلق
کسی که بوده درین ورطه آشنای بهار

همیشه موقع تحویل سال خرسندم
ز خنده ها که نشاند به لب صفای بهار

زبان قاصر واسع همیشه شرمندست
چگونه شکر تو را گویم ای خدای بهار

#سید_علی_کهنگی اسفند1398
sayedalikahangi@

 


شوق تماشا

 

عشقت مرا به جانب صحرا کشانده است
دیوانه را نگر، به کجاها کشانده است

آنگونه جلوه? تو به محفل زبانزَدست
کائینه را به شوق تماشا کشانده است

حاجت روا نگشته ام از مسجد و دعا
آشفتگی مرا به کلیسا کشانده است

شیرازه? نگاهت الهی که نگسلد
با آنکه بند جان من از جا کشانده است

ما را امید مهر و محبت ز کس مباد
این درد کهنه، پا ز مداوا کشانده است

واسع مخور ز دست فلک می،که فیض حق
ما را برون ز سفره? دنیا کشانده است

#سید_علی_کهنگی اسفند1398
sayedalikahangi@

 


نو بهار

 

فصل گل و نو بهار، زیباست هنوز
لبخند به روزگار،زیباست هنوز

ای چشم به راه یار و باران ونسیم
خوش باش،که انتظار،زیباست هنوز

#سید_علی_کهنگی اسفند1398
sayedalikahangi@

 


انتظار

 

امّیدِ به زندگی ،ز کارش پیداست
از خنده? تلخ و انتظارش پیداست

این مصرع نغز را چه زیبا گفتند
سالی که نکوست،از بهارش پیداست

#سید_علی_کهنگی اسفند1398
sayedalikahangi@

 


کارزار عشق

 

عشق بازی در رکاب حق،به نام زینب است
از کدامین خم چنین باده به جام زینب است

کارزار عشق ،کاری بس شگرف است و عجیب
این هنر،از بهترین های مرام زینب است

غیر زیبایی نمی دید از مصیبتهای دهر
بر تمام اهل بینش،این پیام زینب است

صبر از پا می نشیند در مصیبتهای او
عالمی حیران حلم مستدام زینب است

آنچه ویران کرد کوه ظلم را در کاخ شام
تا که دنیا هست پا بر جا قیام زینب است

هست او پرورده? دامان زهرا و علی
جلوه? مولا،نمودش در کلام زینب است

فاش می گویم که در کوی صفای اهل بیت
افتخار است اینکه واسع هم،غلام زینب است

#سید_علی_کهنگی اسفند 1398
sayedalikahangi@