سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آهوی در بند

 

مگر میشود عشق بی نام تو
دلی که رمیده، شده رام تو

چو آهوی در بندم و نیمه جان
رهایی محال است از دام تو

به بزمی که باشی تو ساقیِّ آن
خوشا باده نوشیدن از جام تو

به سینه قرارش نبود، این عجب
دلارام من، دل شد آرام تو

منم آن کبوتر که از چاه غم
پناهم شده گوشه بام تو

سری دارم و می دهم در رهت
رسد سوی من گر که پیغام تو

اگرچه نشد کام واسع روا
الهی جهان باد بر کام تو

#سید_علی_کهنگی فروردین 1399
sayedalikahangi@

 


پایان انتظار

 

مژده ای عاشقان که یار آمد
فصل پایان انتظار آمد

موسم شادی است و گل ریزان
عید مستان بی قرار آمد

جان ما را صفای دیگر داد
این بهاری که در بهار آمد

چه مبارک قدوم نورانی
که درین روزگار تار آمد

ماه شعبان چه ماه پر خیریست
چون نگار از پی نگار آمد

چشمه? نور از آسمان جاریست
نور الانوار کردگار آمد

آخرین پادشاه کشور عشق
صاحبُ الَّیلُ والنّهار آمد

دست از دامنش مکش واسع
وارث دین و ذوالفقار آمد

#سید_علی_کهنگی فروردین1399
sayedalikahangi@

 


نیمه شعبان

 

آغاز غزل خوانی و پاکوبی و مستیست
هنگامه? دل دادن و معشوق پرستیست

شد نیمه? شعبان و جهان گشته مصفّا
میلاد گل سر سبد عالم هستیست

#سید_علی_کهنگی فروردین 1398
sayedalikahangi@

 


شه زاده اکبر

اَلا سبط علی،شه زاده اکبر
دلیر بی مَثل،مولود کوثر

نه همچون سروی و نه همچو ماهی
چه زین بهتر که هستی چون پیمبر

#سید_علی_کهنگی فروردین 1399
sayedalikahangi@

 


بد خلق زیبا

 

تو را با من سر نا سازگاریست
نگاهت رعد و برق نو بهاریست

چه دیدی از من ای بد خلق زیبا
که کارم روز و شب چشم انتظاریست

#سید_علی_کهنگی فروردین 1399
sayedalikahangi@

 


میلاد حضرت عبّاس

 

امروز زمان شادی و احساس است
آغاز حکومت شمیم یاس است

لبخند نشسته بر لب آلُ اللّه
ای اهل وفا،تولّد عبّاس است

#سید_علی_کهنگی فروردین 1399
sayedalikahangi@

 


سیمای حسین

 

ای خوشا آنکس که نوشد می ز مینای حسین
نور می بخشد به جانها،شهد صهبای حسین

طور سینا یک طرف،کرب و بلا هم یک طرف
زین تجلّی که خدا کرده،به سیمای حسین

عشق لیلی یک نفر را برد تا دشت جنون
عالمی دیوانه اند از عشق والای حسین

آسمانها را ملائک نور باران کرده اند
در چنین روزی به پاس نام زیبای حسین

همچنان از نینوا،میعادگاه عاشقان
می رسد بر گوش جان،بانگ دلارای حسین

در میان عاشقان چارده نور عظیم
هست واسع روز و شب غرق تمنّای حسین

#سید_علی_کهنگی فروردین 1399
sayedalikahangi@

 


کاروان عشق

 

چشم عاشق کی دهد تشخیص،راه از چاه را
این کبوتر دانه بیند دامهای راه را

می دهد لبخند، شوق آسمان گردی به دل
پاک باید کرد زین آیینه ردّ آه را

آسمان را هم به زیر چتر خود می آورد
هرکه چون خورشیدبخشدجلوه ایی هم،ماه را

باورم این بود،هنگام شکوفایی گل
نوبهاران دور سازد کینه? خود خواه را

آرزوها را محقّق می کند امّیدها
دور از ذهنت مکن این مصرع کوتاه را

دولت فقر افتخار سالک بی ادعاست
نیست اینجا اعتباری تختگاه شاه را

واسع از جا مانده گان کاروان عشق بود
گفته با شوری دگر این بار،بسم اللّه را

#سید_علی_کهنگی فروردین 1399
sayedalikahangi@

 


صدای بهار

 

به گوش می رسد ای عاشقان صدای بهار
شکوفه می چکد از آسمان به پای بهار

غزل غزل دل خوش،ارمغان ز پی دارد
گلی که می دمد از شبنم هوای بهار

اگر چه گوشه? عشّاق مست،شیرین است
نوید عشق و محبّت دهد نوای بهار

چکاوکان سخن جایشان بُوَد خالی
کجاست آنکه سُراید غزل برای بهار

نسیم عاطفه ایی گشته در مصائب خلق
کسی که بوده درین ورطه آشنای بهار

همیشه موقع تحویل سال خرسندم
ز خنده ها که نشاند به لب صفای بهار

زبان قاصر واسع همیشه شرمندست
چگونه شکر تو را گویم ای خدای بهار

#سید_علی_کهنگی اسفند1398
sayedalikahangi@