سفارش تبلیغ
سرور مجازی
سرور مجازی

قمار عشق

 

هر چه می کوشم برای وصل جانان بیشتر
قسمتم می گردد از این کار، هجران بیشتر

در قمار عشق، غیر از باختن، بردن مجو
دین خود را داده ام از دست و،ایمان بیشتر

می دهی آخر به باد،امّیدواری های من
تاب گیسو را مکن از این پریشان بیشتر

تا نیابد دل جلا،آیینه حق کی شود؟
آدم از روز ازل شد دور و شیطان بیشتر

نیستیم آزاد از بند تعلّق های دهر
عمر ما طی شد عزیزان کنج زندان بیشتر

سخت باشد چشم پوشیدن ز مُلک وسیم و زر
کافران مشغول دنیا و مسلمان بیشتر

واسعت افتاده در دام و به فریادش برس
صید بی بال و پر خود را مرنجان بیشتر

#سید_علی_کهنگی مهر 1399
sayedalikahangi@

 


خمّ غزل

 

آنکه از سیمای گلگونش نقاب انداخته
شاعران را جملگی در پیچ و تاب انداخته

ساقی میخانه? احساس در خمّ غزل
از نگاه مست او گویی شراب انداخته

بسکه آرام و خرامان می رود در پیش خلق
گردش چرخ زمان را از شتاب انداخته

طاقت از کف داده ام ایدوستان،چون دلبرم
وعده ی دیدار در روز حساب انداخته

هر که باشد نا امید، انگار با دستان خود
کشتی اقبال خوش را در سراب انداخته

قصّه ی ما را کسی هرگز نخواهد نقل کرد
نام ما را داستان گو از کتاب انداخته

واسعت را بیشتر دریاب ای یارا ،چو او
بار خود را دور ازین شهر خراب انداخته

#سید_علی_کهنگی شهریور1399
sayedalikahangi@

 


روضة الحسین

 

راه حسین فاطمه را چون عدو گرفت
عالم سیاه گشت و به اندوه خو گرفت

سلطان دین به دشت بلا خیز کربلا
با اشک دیده بهر نمازش وضو گرفت

فردا جواب ساقی کوثر چه می دهد
آن دشمن لعین که امان بر عمو گرفت

فریاد کائنات به عرش علی? رسید
چشمان حرمله چو نشان گلو گرفت

با گوش پاره رو به چه سویی رقیه بود
خصم لعین غنیمت خود چون ازو گرفت

نائی نمانده بود و نوایی به لب نداشت
زینب چگونه دست دعا رو به رو گرفت

واسع، خجل نمیشود از نامه ی عمل
زین آستان اگر که کسی آبرو گرفت

#سید_علی_کهنگی شهریور 1399
sayedalikahangi@

 


پادشاه عشق

 

شرح محرّمت همه جا مو به مو کنند
این قوم سینه چاک تو چون گفتگو کنند

از جان گذشته اند و به جانان رسیده اند
آنان که در ولای تو با خون وضو کنند

نفرین بر آن کسی که بنای ستم نهاد
این ظلم از آن زمان همه جا کو به کو کنند

دیوانه گان کوی تو ای پادشاه عشق
از خاک راه تو طلب آبرو کنند

از جان مضایقه نکنند اهل معرفت
از آب اگر مضایقه قوم عدو کنند

دریا دلان غم زده ای کشتی نجات
دست طلب به سوی تو بی پرس و جو کنند

واسع ز اهل بیت پیمبر مدد بخواه
حال تو را به لطف الهی نکو کنند

#سید_علی_کهنگی شهریور 1399
sayedalikahangi@

 


کرب و بلای حسین

 

در سوگ حسین بن علی ،هر باری
از دیده سزاست،گرشود خون جاری

ای کاش که درکرب و بلایش بودیم
آن لحظه که می خواست،ز مردم یاری

#سید_علی_کهنگی شهریور 1399
sayedalikahangi@

 


شور حسینی

 

از حصار ظلم و بیداد غم انگیز حجاز
دل شکسته زاده? زهرا نمود عزم عراق

این سفر بس جان گداز است و حزین،عشّاق را
مویه ها باشد به دل سوز و گدازش از فراق

#سید_علی_کهنگی ( واسع)  شهریور 1399
sayedalikahangi@

 


ارباب،حسین

 

عالمی خون به دل اند از غمت ارباب،حسین
صبر سخت است برای دل بی تاب،حسین

با علی اصغرت ای زاده ی کوثر،تا حشر
آتش انداخته ای بر جگر آب،حسین

حرمله با چه دلی حضرت عبّاست را
کرد با تیر دو سر غرقه ی خوناب،حسین

داشت با خود سخن از عهد شکن های زمان
خیمه ات سوخت اگر در شب مهتاب،حسین

اف به دنیا و زر و سیم و تعلّق هایش
سبب ترک تو شد این همه اسباب،حسین

همچنان کوفه و کوفی علم افراشته اند
گاه در کعبه و گه در دل محراب،حسین

نیست پشتی و پناهی به جهان واسع را
این سراپا همه تقصیر،تو دریاب،حسین

#سید_علی_کهنگی مرداد 1399
sayedalikahangi@

 


خمّ غدیر

 

مژده ای مستان،سر خم باز شد
عشق با نام علی آغاز شد

ساقی این بزم شد حیّ قدیر
ساغر جان پر ز می شد در غدیر

در چنین روزی خدا لبخند زد
آسمان را با زمین پیوند زد

از زمین تا آسمان ره می گشود
دل ز دست اهل معنا می ربود

آتشی در خاک و در افلاک زد
سینه ی عشّاق خود را چاک زد

گفت پیغمبر،که بعد از من،ولی
بر تمام مسلمین ، باشد ، علی

هر که اهل عشق باشد ، یا علی
این سفر پایان پذیرد با علی

هادی این راه، تنها،حیدر است
ابتدایش انتهای محشر است

با علی تا حضرت حق می روی
در رکاب نور مطلق می روی

مکتب اسلام با او کامل است
ذوالفقارش مرز حقّ و باطل است

تا خداوندش خدایی می کند
کشتی اش را ناخدایی می کند

می دهد احساس را شوقی دگر

همنفس با او اگر گردد بشر

تا ننوشد کس،می از خُمّ غدیر
ره نیابد تا خداوند قدیر

یا علی ای پادشاه ملک دین
واسعت را باش در هر جا قرین

#سید_علی_کهنگی مرداد 1399
sayedalikahangi@

 


عید قربان

 

بار الها موسم حج است و من حیرانی ات
ای فدای اقتدار و شوکت رباّنی ات

از میان این همه اعمال حج واجبت
مستطیعم تا شوم از جان و دل قربانی ات

#سید_علی_کهنگی مرداد 1399
sayedalikahangi@